تبليغاتX
پیش ب
about pish B

به نام حضرت دوست / که هر چه داریم از اوست

سلام خدمت همه ی دوره پانزدهی های عزیز ، تابستان 89 با فرارسیدن ماه مبارک رمضان جمعی از دوستان دوره پانزده بر آن شدند تا به منظور تجدید خاطره ها ، یاد دوستی ها و هر آن چه در گذشته ( چه نیک و چه بد ) گذشته بود ؛ مراسم افطاری ای در خور شأن دوستان برگزار کنند تا شاید کدورت های گذشته زدوده و دوستی های نو و صمیمی تر متولّد شوند.

 به موازات این مراسم ، گاهنامه ای با نام گاهنامه ی باران برای نخستین بار به پیشنهاد و سردبیری میلاد افشاری در مدتی کمتر از یک هفته انتشار یافت که در این جا از تمامی شما دوستانی که برای شماره ی اوّل این گاهنامه به صورت مستقیم و غیر مستقیم زحمت کشدید ،قدردانی میکنیم. و اما نکاتی چند در مورد شماره ی اوّل و شماره های بعدی گاهنامه ی باران و نیز اهداف و سیاست های کلی این گاهنامه :

  1- حلقه ی مرکزی گاهنامه ی باران فعلا متشکل از پنج نفر است . بدیهی است به مرور زمان و گسترش فعالیت گاهنامه ی باران ، اعضای حلقه ی مرکزی هم با رأی گیری انتخاب خواهند شد و مسؤلیّت هایی به تناسب شرایط هر شماره از گاهنامه به اعضا واگذار خواهد شد . امید است این پویندگی منجر به رشد هرچه بیشتر و بهتر گاهنامه ی باران شود.

2- تمامی هزینه های شماره ی اوّل گاهنامه ی باران توسط جمعی از دوستان پرداخت شده بود و ریالی از هزینه های جمع آوری شده برای افطاری امسال به امور گاهنامه تخصیص نیافت.

 3- از تمامی دوستانی که در زمینه ی نوشتن مطالب ، کشیدن کاریکاتور ، صفحه آرایی ، طراحی و عضویت در حلقه ی مرکزی تمایل به همکاری دارند ، تقاضامندیم از طریق آدرس ایمیل : gahname.baran@gmail.com اقدام نمایند ، تا در صورت پذیرش اکثریت حلقه ی مرکزی این امر محقق گردد ، پیشاپیش از لطفی که در حقمان دارید تشکر می کنیم .

 4- دوستان دوره پانزدهی ! برای هرچه بهتر شدن گاهنامه ی باران  تمامی انتقادات و پیشنهادات شما را پذیراییم.

  5- هدف از چاپ این گاهنامه همان طور که در سرمقاله ی شماره ی اوّل نیز به چاپ رسیده بود ؛ انعکاس دید و بیان دید هر کس با هر اندیشه ای در هر زمانی و این که او گذشته را چگونه دیده و آینده را چگونه می جوید ،و همچنین ایجاد یک فضای صمیمی و راهی برای نزدیکی هر چه بیشتر دوره پانزدهی های عزیز است .

6- امید است با تمرین کار گروهی در کنار هم و با نظر به تجربیات گذشته همکاری مفیدی داشته باشیم!

 

در پایان سعادت روح و سلامت جسم را برای همه ی افراد دوره پانزده آرزومندیم .


22/7/1388 اعضای حلقه ی مرکزی گاهنامه ی باران

gahname.baran@gmail.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 22:47  توسط علی محرمی  | 

این مطلب همینجوری تفریحی زدیم تا نگا کنین حسرت بخورین :D

چند شهر برتر جهان! ( همراه با عکس و توضیحات )

هنگ کنگ- چین
جمعیت: 8/6میلیون نفر

هنگ کنگ به دلایل زیادی شماره یک این فهرست هست! هنگ کنگ 39 ساختمان بسیار بزرگ با بلندی بیش از 200 متر را دارد و همچنین به خاطر 4 تا از 15 ساختمان بلند دنیا به خود می‌بالد. همه اینها در یک شهر است! خط افق هنگ‌کنگ انتخاب گسترده‌ای از برج‌های آسمان سای مجزا با روشنایی و انعکاس زیبای شبانه را به نمایش می‌گذارد. این شهر یک مثال روشن برای آسمان خراش‌ها و افق پست مدرن است. در نهایت کوهستان به عنوان پشت صحنه (همان‌طور که می‌بینید) این پرده را عظیم‌ترین افق این سیاره کرده است!





شیکاگو
جمعیت: 5/8میلیون نفر

شیکاگو زادگاه آسمان‌خراش‌های مدرن است. در سال 1885 که شیکاگو اولین ساختمان بلندمرتبه استوار خودش را ساخت، آن بلندترین بنا در دنیا نبود، اما اولین مثال از یک فرم جدید مهندسی در جهان بود که تقریبا چهره تمام شهرهای زمین را دگرگون کرد. شیکاگو 17 ساختمان بلندتر از 200 متر دارد که سه تای آنها جزو 20 ساختمان بلند دنیا و بلندترین در آمریکای شمالی هستند.
شیکاگو بعضی از عالی‌ترین نمونه‌های آسمان خراش‌های مدرن و معماری میان قرن را در بر گرفته است.






شانگهای- چین
جمعیت: 1/13میلون نفر

شانگهای یک شهر واقعی است! پیشرفته‌ترین و بزرگ‌ترین شهر چین. در اوایل قرن بیستم گفته می‌شد شانگهای بین‌المللی‌ترین شهر دنیا است، اما در طی دوران مائو شکوه و جلال خود را از دست داد؛ اما همان‌طور که معماری مدرن آن نشان می‌دهد، اکنون این شهر جایگاه خود را دوباره به عنوان یکی از بزرگ‌ترین موتورهای اقتصادی جهان به سرعت به دست می‌آورد. در شانگهای شما 18 بنای بالای 200 متر خواهید یافت که یکی از آنها که به صورت دیوانه واری بلند است، برج تلویزیونی مروارید مشرق با 468 متر ارتفاع است.





نیویورک:
جمعیت: 21میلیون نفر

نیویورک یکی از متراکم‌ترین و گوناگون‌ترین افق‌ها و با عظیم‌ترین ساختمان‌ها را دارد. همچنین افق این شهر قابل شناخت‌ترین افق‌ها در جهان است. نیویورک 44 ساختمان جالب بالای 200 متر دارد: بیشترین در دنیا! محل برج‌های اینک نابود شده تجارت جهانی، ساختمان مرکزی ایالت‌ها، مجسمه آزادی و سازمان ملل متحد. نیویورک مرکز مالی جهان غرب است.






توکیو - ژاپن
جمعیت: 32میلیون نفر

افق توکیو مشخصات یکتایی دارد که آن را از دیگر شهرهای بزرگ دنیا مجزا می‌کند. از جمله 15 بنای بالای 200 متر ارتفاع شامل برج توکیو که هر شب رنگش عوض می‌شود. اما به دلیل تراکم و اندازه عظیم شهر هر گوشه‌ای كه به نظر می‌رسد، افق خاص خودش را دارد. با محدودیت‌های ارتفاع و چراغ‌های قرمز موردنیاز که در بالا و وسط همه ساختمان‌های بلند مرتبه برق میزند، شهر را تماشایی می‌کند. توکیو با روشنایی نئون و معماری معاصر یگانه پر شده است. یک واقعیت جالب اینكه: توکیو بزرگ‌ترین ناوگان هلی کوپتر دنیا را برای حل مشكل در شرایط غیرعادی ترافیک در خود دارد.








سنگاپور
جمعیت: 8/3میلیون نفر

یکی از خوش نقشه‌ترین و تمیزترین پایتخت‌های دنیا در جهان، که گویا از اول با یک مدل معماری شهری به دنیا آمده است، پایتخت سنگاپور است. ساختمان‌ها به دلیل محدودیت‌های کنترل ترافیک هوایی نباید بیشتر از 280 متر ساخته شوند و این باعث به وجود آمدن ساختمان‌های بلند (البته نه خیلی بلند) و سازگار از نظر ارتفاع و مدل شده است که افق آنرا بی همتا کرده است: سه ساختمان با ارتفاع دقیق 280 متر و 5 ساختمان دیگر با ارتفاع بالای 200 متر. ساختمان‌ها عموما به رنگ روشن هستند و پهنای وسیعی از فضاهای سبز در اطراف مرکز شهر وجود دارد.









تورنتو - کانادا
جمعیت:1/5میلیون نفر

تورنتو محل برخورد و ملاقات اقوام و ملیت‌های گوناگونی است. تورنتو مرکز تجاری کانادا است. بزرگترین شهر کشور با افقی قابل رقابت. تورنتو 7 ساختمان با ارتفاع بیش از 200 متر شامل ارتفاع شگفت‌آور 553 متری برج CN دارد، که معمولا به عنوان بلندترین بنای ساده در جهان مورد اشاره است، در صورتی که اساسا این درست نیست، (زیرا دکل‌های بلندتر از آن وجود دارد). برج CN وسیع‌ترین سطح مشاهده را در کل دنیا دارا می‌باشد، که افق شهر را، بی درنگ قابل شناسایی کرده است.












کوالالامپور - مالزی
جمعیت: 5/1میلیون نفر

شاید این شهر برانگیزنده و موثرترین شهر در تمام دنیا است که کمتر از دو ملیون نفررا در خود دارد. در اینجا ساختمان‌های مدرن سر به آسمان کشیده‌اند، حال آنکه افق شهر، شلوغ و متراکم نیست و این به ساختمان‌ها اجازه می‌دهد که بلندپروازی کرده و نمایان تر شوند. کوالالامپور سه تا از 25 ساختمان بلند دنیا را در خود جای داده است، مثل برج‌های دوقلو، برج‌های پرتونوس و همچنین برج 420 متری منارای کوالالامپور.











شنزن - چین
جمعیت: 2/4میلیون نفر

دهکده ماهیگیری کوچکی که در سال 1970 در حاشیه هنگ‌کنگ واقع بود، امروز یک کلان شهر با بیش از 4میلیون نفر جمعیت و 13 ساختمان با بیش از 200 متر ارتفاع شامل مربع شان هینگ (هشتمین ساختمان بلند دنیا) است. شنزن بعد از غروب آفتاب دنیای شگفتی از نورهای شگفت آور است. شما واقعا نمی‌توانید تشخیص بدهید که در یک بازی ویدیویی هستید یا یک شهر واقعی!








سئول – کره‌جنوبی
جمعیت: 8/20میلیون نفر

آسمان خراش‌های این شهر به چند دسته تقسیم می‌شوند: بخش تجارتی اصلی و بخش مسکونی بیشترین رشد اخیر در این ساختمان‌ها متعلق به ساختمان‌های مسکونی بالای 60 طبقه بوده است. در سئول 10 ساختمان بالای 200 متر موجود است و سایر ساختمان‌ها با ارتفاع یکسان شبیه به یک دیوار به نظر می‌رسند که آنرا از بقیه متمایز می‌کند. سئول جایی است که شرق کهن با غرب مدرن به هم پیوسته اند.











سائو پائولو - برزیل
جمعیت: 3/18میلیون نفر

در اینجا آپارتمان‌ها و ساختمان‌های زیادی به صورت فشرده و نزدیک به هم مانند سوزن‌هایی در زمین فرو رفته اند. سائو پائولو جمعیتی بالغ بر 18میلیون نفر دارد. با اینکه ساختمان‌ها خیلی خیلی بلند نیستند (تنها یک ساختمان با ارتفاع بالای 200 متر) اما این چشم‌انداز مانند یک پشته از ساختمان‌ها است. سائو پائولو ناوگانی با بیش از 500 هلی‌کوپتر دارد که دومین ناوگان هلی کوپتر دنیاست.









سیدنی - استرالیا
جمعیت: 2/4میلیون نفر

سیدنی، ویترین شهرهای استرالیا، شناختنی و آشناترین افق‌های دنیا را به خاطر بندرگاه مشهور خود دارد که اغلب از آن به عنوان زیباترین بندر طبیعی جهان یاد می‌شود. بندر سیدنی خلیج‌ها و لنگرگاه‌های بسیاری دارد. این شهر با پل تاریخی بندر و خانه اپرا و خط ساحلی مانند گل خود به یاد آورده می‌شود. سیدنی 8 ساختمان بالای 200 متر دارد.










فرانکفورت - آلمان
جمعیت: 1/4میلیون نفر

قطعا یکی از جالب‌ترین شهرهای اروپا در زمینه چشم انداز افق آن فرانکفورت است که 5 ساختمان این شهر بالای 200 متر دارد. این آسمان خراش‌های مدرن معمولا در شهرهای اروپایی یافت نمی‌شوند.
در این شهر کنتراست بسیار جالبی وجود دارد: شهر تشکیل شده از معماری سنتی اروپایی با ساختمان‌های کوتاه ( که بعضی از آنها بیش از 1000 سال قدمت دارند) و برج‌های مدرنی که از بین آنها سر برآورده‌اند

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم خرداد 1389ساعت 18:52  توسط حسین  | 

سلام دوستان.....

پس از سالها ،خوبین شما؟هیچ حرفی برای گفتن نداشتیم،گفتیم این عکسو براتون بذاریم(همینجوری)

یوپیک آپلود عکس


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1389ساعت 8:29  توسط حسین  | 

به تصویب رسید.


چهارشنبه بیست و ششم اسفند.(فردای چهارشنبه سوری)

زمان:ساعت 15(3بعد از ظهر) الی وقتی که از رو برویم.

مکان:گاوازنگ کنار سد در فضای باز


پس حاضران به غایبان و پدران به پسران خبر دهند.

به قول ویکی پدیا:این نوشتار خرد است.آن را گسترش دهید.


+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت 9:30  توسط رضا  | 

مخصوص بچز خودمون و خودشون(!)
آقا ما میخوایم در این پست دعوت و فراخوان(با فر اخوان اشتباه گرفته نشود)خود را راجع به میتینگ آخر سال اعلام کنیم.
آقاجان!(و همین طور خانم جان!)برادر من!( و ایضا خواهر من!)آگاه باشید!غافل نباشید!مراقب دسیسه های استعمار پیر باشید!مراقب فتنه ها باشید!مراقب براندازان باشید!مراقب سمپاشی ها باشید!نگذارید توطئه کنند،در بین ما تفرقه بیاندازند.یعنی چه؟ این چه حرفی است شما می زنید؟نترسید.در جیب هیچ کسی چاقو نیست.هیچ خطری شما را تهدید نمی کند.پا بشوید بیایید.هم الان،هم هر وقت دیگری که دلتان خواست.مراقب باشید!تبلیغات نظام سلطه،شما را مرعوب نکند!
میدان را خالی نکنید!صحنه را گرم کنید!مجال ندهید به این جهانخواران و عوامل ریز و درشت آنها!در صحنه باشید!همیشه در صحنه باشید!منظور از صحنه کدام است؟همان همایش و میتینگ ماست.
حماسه ی دیگری بیافرینید.یوم الله دیگری خلق کنید.بیایید همه با هم هت تریک کنیم. پس از حماسه ی 9 دی و 22 بهمن.چون تاریخ سومی را نمی دانیم نمی گوییم،ولی مطمئنا یک روز است بین 20 تا 27اسفند است.من خودم با"وحید یامین پور"(مجری رو به فردا)حرف می زنم میگویم بیاید ازتان تعریف کند.خلاصه کاری نکنید که بعد از این تاریخ ما در اینجا بنویسیم:"میتینگ ناقصی داشتم!" و شما هنوز حرف ما تمام نشده از ته دل(!) بزنید زیر گریه.
آقا شما مگه تیزهوش این مملکت نیستید؟پس یک جورهایی خاص هم هستید دیگه!اگر جمعتان ببندیم می شوید خواص.حالا ما می گوییم نخبه هم هستید.آقا( و همین طور خانم)نخبه ی مملکت!آقا(و ایضا خانم)خاص مملکت!بصیرت داشته باش!مرز خودت را با منافقین شفاف کن!مرزبندی دقیق کن با خط کش پلاستیکی!یعنی چه! این چه حرفی است که شما می زنید؟
اصولا سیاست ما،سیاست جذب حداکثری و دفع حداقلی است.کی ما می توانیم زیاد جذب کنیم و کم دفع کنیم(!)؟ وقتی همه با هم باشیم.آقا!به آغوش ملت بازگرد!
در پایان لازم می دانم این نکته را اعلام کنم که،بالأخره هر سیستمی یک محور دارد.یک نفر دارد که سخنان او باید فصل الخطاب باشد.ما هم نشستیم قرعه کشی کردیم اسم "فرهام" درآمد.در نتیجه تصمیم گرفتیم سخنان او را به عنوان فصل الخطاب بزنیم و او را محوریت جامعه بدانیم که همه باید به دور او طواف کنند:
ا که تو دانشگاه اکثر برو بچز خودمونو می بینیم به جز یه چند تا مثل مزدک و مصطفی و بچز دیگه که دیگه اسم نمیبرم زنجان اومدنی زیارتشون میکنیم. تا حدودی فرزانگانیا هم هستن. حالا شما تیزهوشانیای عزیز آینده های مملکت گل های سرسبد بابا و مامان اگه دوس دارین ما رو ببینین ما که حرفی نداریم ما هم دوس داریم ببینیمتون. یه روز با مشورت تیزهوشانیا اعلام کنین بیاین! یه روزی که همه تعطیل ودر زنجان باشن! ما هم دوس داریم کسایی رو که خیلی وقته ندیدیمشون رو زیارت کنیم.
در ضمن از بچه های پیش ب هم تشکر ویژه ای دارم که در زمان جنگ با مدیر مدرسه-جنگ حق علیه باطل و نبرد علیه دشمنان و مستکبران- حمایت های روحی و معنوی از ما کردند.
والسلام
فرهام

تکبیییییییییییییییر

الله اکبر الله اکبر الله اکبر

و سخن آخر این که: أین عمــّـــار؟!

یک مطلبی هم در پایان ذکر کنم.استقلال با بدشانسی و ناداوری به استیل آذین باخت.کاش ما هم یکی مثل حاج حبیب کاشانی داشتیم،می رفت اون بالا می نشست ذکر می گفت تیممون می برد!!!خلاصه دیگه نبینم برید فریاد بزنید:"only steel azin"! تراختور مراختور هم در جایگاهی بعد از استقلال قرار دارد.حالا اگر مال زنجان بود یه چیزی!فوتبال ایران هم همه اش به جز صمد مرفاوی کمدی است.این نکته را جایی یادداشت کنید که همیشه یادتان باشد.


+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 15:14  توسط رضا  | 

اطلاعیه:بعضی از بچه ها پیشنهاد داده اند،یک مراسمی شبیه جشن فارغ التحصیلی  یا کنگره در اواخر سال جاری بین بچه های دوره 15 برگزار شود.یک چیزی تو مایه های دید و بازدید.آیا شما موافقید؟ به نظر شما چه روز و تاریخی مناسب است؟ حتما نظر خود را اعلام کنید.


مخصوص بچز خودمون:

همه ی شما باید تاحالا خبر دستگیری عبدالمالک ریگی تروریست جنوب شرق کشور را شنیده باشید.«شرور شرق در آسمان زمینگیر شد.»حالا مطلب زیر ترشحات ذهن نویسنده است که سعی دارد ریگی را به مدرسه ربط دهد و لحظاتی مفرح ایجاد کند.فقط برای درک بهتر این مطالب باید یه ذره درک سه بعدی خود را به کار بیاندازید.
جنایت اول:
فرض کنیم فرزند ریگی در مدرسه ی شهیدبهشتی درس می خواند و می رفت در کلاس های «المپیاد نجوم استاد قمری نژاد» شرکت می کرد.پسر بعد از اینکه چندین جلسه مچل شد و کلاسها تشکیل نشدند به پدر گله و شکایت می کند.عبدالمالک هم روزی با لباس مبدل در حالیکه زیر عبایش چندین قبضه سلاح پنهان کرده وارد مدرسه می شود.وقت زنگ تفریح است،از بلندگو اعلام می شود:«کلاس های المپیاد نجوم آقای قمری نژاد امروز تشکیل نمی شود.»به نظر شما واکنش ریگی چه خواهد بود؟صحنه ای را تصور کنید که ریگی در وسط حیاط روی دایره ی زمین فوتبال ایستاده و با دو تا کلاشینکف(هرکلاشینکف در یک دست) دو تا بلندگوی حیاط را نشانه رفته است.بعد یک عدد بمب دستی را از پنجره به اتاق پژوهش می فرستد.این صحنه را هم تصور کنید وقتی عبدالمالک از در مدرسه خارج می شود،پشت سرش اتاق پژوهش می ترکد و باد انفجار عبای او را تکان می دهد و لبخندی شیطانی بر لب اوست.
جنایت دوم:
بمب گذاری بهار امسال در مسجد«علی بن ابیطالب(ع) زابل» را یادتان هست؟به نظر شما اگر ریگی بخواهد در نمازخانه ی ما بمب بگذارد چه اتفاقی می افتد؟این کار به نظر عملی نمی رسد یا انجام آن بسیار مشکل است.چون برای بمب گذاری در یک مکان باید به آن وارد شد.از آنجا که عامل بمب گذار نمی تواند بیشتر از 9 ثانیه در نمازخانه دوام بیاورد وگرنه خفه می شود(اگر هوا بارانی هم باشد که دیگه بدتر)عملا امکان ورود نامحسوس به نمازخانه نیست.بنابراین باید بمب را در بیرون از نمازخانه بگذارند که در آن صورت شدت تخریب پایین می آید.
جنایت سوم:
اگر عبدالمالک ریگی بخواهد بر سر راه یک ماشین در راه مدرسه بمب بگذارد کدام را انتخاب می کند؟گزینه های مختلف را با هم بررس می کنیم:
الف)اتوبوس انصاریه:نمی تواند.چون آنقدر منتظر می ماند تا زیر پایش علف سبز شود.
ب)بنز مشهور:اگر یکی دو سال قبل اقدام می کرد می توانست.ولی الان دیگه نمی تواند چون آن بنز رفته است.بعدش هم حیف نیست بنز به اون خوشگلی؟!
ج)ماشین کانون زبان یا 206 آلبالویی:به او توصیه می کنیم این کار را نکند.چون اینها امانتی بودند.
د)ماشین سبز معروف:الان پشت دستشویی است.اگر بترکد ممکن یک چیزهای بدی در منطقه پخش شود.
هـ)سرویس ها:از آنجایی هم که آمدن و رفتن این سرویس ها حساب کتاب ندارد یک چیزی می شود تو مایه های همون اتوبوس انصاریه.
در آخر توصیه می کنیم همان دو تا پرایدی را بترکاند که در پست قبل معرفی کردیم.اصلا حال می کنید که هرچی ما در این وبلاگ بیان می کنیم بی حساب نیست؟هفته ی قبل گفتیم این دوتا پراید باید منهدم شوند،الان شرایطش مهیا شده است.فیلانی همینه!!!
جنایت چهارم:
از آنجایی که عبدالمالک کلا آدم بدی است و با آدمهای خوب مشکل دارد،به نظر شما خطر آدم ربایی و قتل چه کسانی را تهدید می کند؟به نظر شما چه افرادی به تیرهای بسکتبال حیاط بسته می شوند،چشمها و دستهایشان را هم می بندند و تیرباران می شوند.تصور کنید!پاسخ این سؤالها به دلخواه خودتان،هرکسی را دوست دارید،جایش بگذارید.
جنایت پنجم:
از آنجایی که عبدالمالک توی کار قاچاق ماچاق هم بود،اگر بخواهد در منطقه بازارسیاه یا مافیا ایجاد کند،به نظر شما عامل مناسب برای این کار چه کسی می تواند باشد؟موسی یا اوصالی؟تصور کنید،یک نصفه شب در مدرسه،ناگهان درهای حیاط باز می شوند.یک ماشین خفن وارد می شود.از آن طرف هم پراید بدون قالپاق اوصالی می آید.ماشین ها جوری پارک می کنند که عقب هایشان روبه هم باشد.عبدالمالک با دو تا آدم هیکلی سیاهپوش پیاده می شود.اوصالی هم تنهاست.مکالمه:
- سلام ریچارد!
- سلام مالک!ببخشید...سلام رییس!
- جنسا حاضره؟
-تا پولارو نببینم تحویل نمی دم!
صندوق عقب اون ماشین خفنه باز می شود.چشمهای اوصالی برق می زند.مبادله ی پول و کالا صورت می گیرد.

حالا اگر کسی در مدرسه ی ما پیدا شود که بخواهد با ریگی مبارزه کند،به نظر شما آن فرد چه کسی می تواند باشد؟به طور قطع و یقین پاسخ،فقط«استاد تقی لو» است.ایشان بعد از اینکه عوامل رده پایین تر گروهک را شخصا و به تنهایی دستگیر می کنند می روند سراغ دست راست مالک،یعنی همون ریچارد.بعد از زیر زبان او مخفیگاهش را می کشند بیرون.بعد می روند 24 ساعت قبل از دستگیری،در افغانستان وقتی مالک بین آمریکایی هاست از او عکس می گیرند. بعد وقتی مالک با هواپیما از دوبی می رفته هند،او را زمینگیر می کنند.چه جوری؟با موتور خود بلافاصله از افغانستان می روند دوبی.از آنجا هم با همان موتور هواپیمای ریگی را تعقیب می کنند.می دانید که موتور ایشان توانایی عبور از صحرا،کوه و دریا را دارد.بعد بین راه به هواپیما از همان زمین هشدار می دهند که:«فرود بیا وگرنه با تیرکمون می زنمت.»خب شما هم اگه جای خلبان بودید صددرصد می زدید بغل ببینید چه خبر شده؟! بعد استاد،ریگی را می گرفتند.تمام شد.البته این که چه جور ممکن است ریگی در ظرف  24 ساعت در افغانستان،دوبی و هند باشد به ما ربطی ندارد.وزیر اطلاعات اینها را گفته.

نویسنده:فیلانی

اطلاعیه:بعضی از بچه ها پیشنهاد داده اند،یک مراسمی شبیه جشن فارغ التحصیلی  یا کنگره در اواخر سال جاری بین بچه های دوره 15 برگزار شود.یک چیزی تو مایه های دید و بازدید.آیا شما موافقید؟ حتما نظر خود را اعلام کنید.
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اسفند 1388ساعت 13:52  توسط رضا  |